دو نیمرخ مساوی بودیم در شباهت عجیب آینه به چند نیمرخ مشابه که تکثیر می شد هر تکه به تکه های بیشتری هر نیمرخ، از نیم رخ های دیگری جدا می شد. بخوان با نیمرخ اول: در خطوط شکسته باد صدا به ر... ادامه متن
سوگواری کنید، آلسیونهای¹ زیبا، ای پرندگان سپند و دلپسندِ تتیس²، آلسیونها به سوگ بنشینید؛ میرتو، دوشیزۀ تارانتو³، در فرجامِ روزگارش با کشتی به کرانههای کامارین⁴ میرفت، آنجا که هیمن⁵، به... ادامه متن
شن – مینا غلامی نژاد ادامه متن
می خواهم ساده بگویم ساده ی ساده خودم را حبس کرده ام کتاب می خوانم فیلم می بینم و گاهی لبخندهایت را روی پوست پنجره های تمیز اسفند نقاشی می کشم نمی توانم برگردم به خیابان به کافه ها به سه شنب... ادامه متن
وسط ترین جای شهر ایستاده در همهمه، سرمای سوزناک گوشهای پر از فریاد را سرخ کرده است. – بیا! سه تا بیست تومن! ردیف میزهای مستطیل شکل به موازات پیاده رو تا بی نهایت چیده شده و توالی صدا... ادامه متن
واهمه از شكستن غرور واژههای تو عطر باغچه هم شكست و قنارهای سركش آواز حجم تنگ قفس را دو برابر دیدند آینهها كه در برابر تاریكی ایستادند خورشید ترك روشن هجرتش را بر اسب بسته بود با كولهباری... ادامه متن
در بیکرانگیِ اُخرایی آواز نیلبکها را گلهای همیشه بهار از یاد نمیبرند شاید دمیدن نفسی در استوانههای غمگین رسیدن بهاری را ناباورانه مکرر میکند برای جاریِ جریانی کز آغوشی به آغوش دیگر پر... ادامه متن
تپه هایی چون فیل های سفید ادامه متن
(چرك، چرك، چرك. مغزم پر از چرك است، ذهنم پر از چرك است. لايه هاي مغزم، تمام شيارهاي آن پر است از چرك و عفونت و نفرت. بوي آن را حس مي كنم.)( «همه نحسي ها با عرعر آن كره خر وامانده شروع شد. كر... ادامه متن
۱٫ خرابستان يك. خاكسپاری مرده دو. دستی شطرنج سه. خطابهی آتش چهار. مرگ در آب پنج. چنين گفت تندر NOTES ON “THE WASTE LAND” ۲٫ تصوير يك خانوم ۳٫ سرود عاشقانهي جی. آلفرد پروفراك ۴٫... ادامه متن
مروری بر نقش روی دیوار نوشته وولف . میترا داور ادامه متن
(من اغلب اندیشیدهام که آن دوگانگى که همیشه در حیاتم حس کردهام نتیجهى این وضع بوده است. یک گوشهى بدنم مرا به زندگى مىخواند و گوشهى دیگرى به مرگ. این دوگانگى را در روحم کشندهتر و شدیدتر... ادامه متن
نگاهی کوتاه به داستان ادامه متن
علیرضا_ذیحق_نقدی_بر_کتاب_شعر_چکاوک_حمیدی ادامه متن
نقش تداعی در مجموعه داستان ماه نیمروزچیست؟ به اعتقاد ارسطو، اگر شیء با معلومات دیگری ارتباط داشته باشد، وجود یکی، موجب به یادآوری دیگری خواهد شد.یعنی دراصل تداعی است که موجب یادآوری تصویریا... ادامه متن
با خودمیگفتم که گویی هرگز بود که این چهار بند مختلف از من بردارند ؟ و این موکّلان را از من فرو گردانند و بال من گشوده شود؟ چنان که لحظه در هوا طیران کنم و از قید فارغ شوم. عقل سرخ سهرودی ادامه متن
علیرضا ذیحق- امیر نوروز ادامه متن
آنچه دیشب بود هست و نیست این قایق کوچک که دور میشود و این قایق کوچک که نزدیک میشود آن مو که کاملاً نزدیک بود مویی غریبه است گفتنش آسان است همیشه همینطور است این دریای خاکستری ولی دریای خا... ادامه متن
داستان کوتاه زنبورها ادامه متن
حسن بلاسم . کتاب او به اسم مسیح عراق از انجمن پن جایزه گرفته و با نقدهای تحسینآمیزی روبهرو شده است. او از داستاننویسان عراقی است که خرابیهای پس از اشغال کشورش توسط آمریکا را روایت کرده.... ادامه متن
این کتاب که آذر ماه ۱۴۰۲، منتشر شده، شامل ۱۳۲ شعر از شیرکو بیکس شاعر فقید کُرد است، که به همت جناب آقای “شهرام فروغیمهر” مدیر انتشارات هرمز و ویراستاری خانم “لیلا طیبی... ادامه متن
مروری بر تکنیک داستان نویسی عطار در حلاج .میترا داور ادامه متن
همین جنگ ادامه متن
شاتول جكها و توپ لاستيكي را توي كيفش پنهان مي كند و نمي گذارد من با آنها بازي كنم. خودش تنهايي ساعتها كف اتاق مي نشيند و با صداي دقيق و حسابي تنظيم شده اي كه نه آنقدر بلند است كه اذيت كند و... ادامه متن
هيس ناب خزه و تاج چكههاي طلاي برهنهي شب و كبك تنديس هاجوواجمان را (نابينا و بي الفبا) بر پاگرد خاكي ميستايند. *** شيههي پوشال ماديانم را ميبوسم در تنگنايي زرين، در كورهاي، خاكس... ادامه متن


