آخرین اخبار

آخرین مطالب

رسول_یونان

رسول_یونان

وقتی کسی زیاد از رفتن حرف می‌زند قبلاً رفته است فقط می‌خواهد مطمئن شود چیزی از او در تو جا نمانده است کمک کن چمدانش را ببندد چترش را به او پس بده لبخن... ادامه متن

.مجموعه شعر «لاله‌ها» -که اشعار 10 شاعر زن انگلیسی است- با ترجمه و گردآوری رزا جمالی/ انتشارات ایهام

.مجموعه شعر «لاله‌ها» -که اشعار ۱۰ شاعر زن انگلیسی است- با ترجمه و گردآوری رزا جمالی/ انتشارات ایهام

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)، در این کتاب اشعاری از لوئیز گلیک، ورونیکا گولوس، سولماز شریف، آدرین ریچ، سیلویا پلات، هیلدا دولیتل، ادیت سیتول،... ادامه متن

یک سال بعد عنوان کتابی نوشته آن ویازمسکی با ترجمه قاسم روبین است که به تازگی از سوی نشر مرکز منتشر شده است.

یک سال بعد عنوان کتابی نوشته آن ویازمسکی با ترجمه قاسم روبین است که به تازگی از سوی نشر مرکز منتشر شده است.

به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) یک سال بعد عنوان کتابی نوشته آن ویازمسکی با ترجمه قاسم روبین است که به تازگی از سوی نشر مرکز منتشر شده است. ویازمس... ادامه متن

.مولوی

.مولوی

بجز عشق بجز عشق دگر کار نداریم در این خاک در این خاک در این مزرعه پاک بجز مهر بجز عشق دگر تخم نکاریم ادامه متن

. آراویند آدیگا...ستون فقرات پدرم طنابِ گره گرهی بود، از آنها که زن‌ها توی ده با آن از چاه آب می‌کشند؛ استخوان ترقوهٔ برجسته اش مثل قلادهٔ سگ دور گردنش می‌پیچید

. آراویند آدیگا…ستون فقرات پدرم طنابِ گره گرهی بود، از آنها که زن‌ها توی ده با آن از چاه آب می‌کشند؛ استخوان ترقوهٔ برجسته اش مثل قلادهٔ سگ دور گردنش می‌پیچید

«بدن پولدارها مثل بالش پنبه ایِ اعلاست، نرم و سفید و توخالی. بدن ما فرق می‌کند. ستون فقرات پدرم طنابِ گره گرهی بود، از آنها که زن‌ها توی ده با آن از چ... ادامه متن

کلید .میترا داور

کلید .میترا داور

جلوتر که رفتم بساطی از قفل و کلید چیده شد ه بود ، کلید ها و قفل های زنگ زده وسیاه . یکی از قفل های زنگ زده را برداشتم . فروشنده قفل را از دستم گرفت .... ادامه متن