ساختگرایی چیست؟ واژه ساختگرایی که از ریاضیات وفیزیک به زیست شناسی و از آنجا به زبانشناسی، روانشناسی، جامعه شناسی و اقتصاد راه یافت در سال ۱۹۵۸ با مردم شناسی ساختاری لوی ستروس باب روز شد و در... ادامه متن
در قرن شانزدهم دربار شاهان فرانسه در برابر دربار شاهان ایران چه وزنی دارد؟ پاریس هنوز مجموعه آشفتهای از کوچهها و پسکوچههاست و حال آنکه در همان زمان، معماران ایرانی خیابانهای بزرگ اصفهان... ادامه متن
.روایتشناسی و نقد روایت در داستانهای انتخابی معاصر نوشتهی الهام حدادی و دکتر فرهاد درودگریان است.
کتاب روایتشناسی و نقد روایت در داستانهای انتخابی معاصر نوشتهی الهام حدادی و فرهاد درودگریان است. این کتاب در سال ۱۳۹۹ منتشر شده است. الهام حدادی فارغالتحصیل زبان و ادبیات فارسی است و در... ادامه متن
همیشه آن که می رود کمی از ما را با خویش می برد کمی از خود را … ادامه متن
پرده سینما _ سینما و ادبیات _ هنگام اشغال پاریس، من طرفدار آلمان ها بودم؛ گفتگو با آلن رب گریه ادامه متن
(۱) دریا دور بود وُ ماهی، به تنگ کوچکاش دل بست. دیگر باور نکرد، قصهی دریا را… (۲) باورم نمیشود، غروبی ضخیم در تنت رخنه کند. *** تو که همیشه همسایهی آفتاب بودی! (۳) ماه را، د... ادامه متن
مجموعه داستان پیراهنم آبی نبود شامل ۹داستان کوتاه وبیست وسه داستان مینی مال به نویسندگی ارژنگ تورانی است که توسط نشرسیب سرخ در۸۸صفحه به تازه گی وارد بازارادبیات داستانی شده است.نویسنده ای تج... ادامه متن
خط تولید همیشه پر همهمه بود؛ این روزها دستگاه بزرگ را آورده بودند وسط، که تولید کند. دیگر نیازی به کارگر نبود و ربات قدرتمند و بلندبالا، پشتهم شاسی مانیتور تولید میکرد. صدای تخ تخ دستگاه ت... ادامه متن
اى جامه به خويشتن فرو پيچيده به پا خيز شب را مگر اندكى نيمى از شب يا اندكى از آن را بكاه ادامه متن
دو شعر از کاترین استریسیک ترجمه:رزا جمالی ۱ “در هراکلیون با کفشدوزک ها بیدار می شوم” آرام گرفته ام از درمان دردم زین پس در شادیِ محض خوشبختی مرا در برگرفته پس ازین پیراهنی از کشف... ادامه متن
در آخرین بندر آنقدر ماندم که از نو زاده شدم در کافهها آنقدر رقصیدم که مادر خود شدم پیراهنی سرخ به تن کردم که به زهر و جاودانگی آغشته بود دیگر نمیخواستم به آواز دریاها گوش بسپارم در آلگرو... ادامه متن
او همیشه گرمش است؛ من همیشه سردم. تابستان، هنگامی که به راستی هوا گرم است، جز اینکه گلایه کند بسیار گرمش است، کار دیگری نمی کند و از اینکه می بیند من، شب ژاکت می پوشم کلافه می شود. او برخی ز... ادامه متن
یکی دونفر با لباس فرم به نوبت با بلندگو اطلاع رسانی میکردند. انبوه جمعیت چند تا چندتا ، روی صندلی منتظر نشسته بودند. سالن دوتا درداشت. درِعقب سالن مخصوص افراد مقیم ایستگاه بود؛ مردم از در ور... ادامه متن
خیلی ناگهانی شنیدم طنین باستانی از من رفته است مثل جلیل از کلمات □ تنم نمیکشد از شکاف پنجره دلم به لباسهایی بند است که بر سوابق شریف بستری شدن را افزودهاند از حالا چگونه سر کنم با این کلم... ادامه متن
پریا- اسفند ۱۴۰۰ ادامه متن
آدم توی خانه که هست ،تنهاست و نه بیرون خانه، بلکه توی خانه. توی پارک پرنده ها هستند گربه ها گاهی هم سنجاب، راسو توی پارک آدم تنها نیست ولی توی خانه از فرط تنهایی آدم هوایی میشود. حالا متوجه... ادامه متن
قریب یک سالی هست که تو اینجا نبودهای ترسیدی بیایی و وقتی آمدی، خلئی که زمانی چنان مینالید و بعد ترکت کرد، انتقامش را گرفت، لجوجانه از تو خواست با حضورت برای حضورت غرامت بدهی. همه¬چیزِ این... ادامه متن
برای خنده هم شناسنامه لازم بود ما ،کولیان در به در عشق بی نام و بی شناسنامه زاده ایم زیبایی وطن ، دل ما بود جایی که مردمان جهان ، سرخوشانه رقص می کردند با جویبار ، خویشی دیرینه داشتیم با آن... ادامه متن
«اندرز» نتوانست به بانک برسد، وقتی رسید درها را میبستند. خب البته صف تمامی نداشت. پشت سر دو زن افتاد که صدای بلند و حرفهای احمقانهشان، خون او را به جوش آورد. حالا بماند که هیچ وقت زیر آسم... ادامه متن
▪کتابشناسی: ایشان ۱۶ جلد کتاب چاپ شده دارند، از جمله: – دوای ئەنفال (پس از انفال) – ۲۰۰۸ – هورامی زبان است یا لهجه؟ – ۲۰۲۱ ▪نمونهی شعر: (۱) اکنون من، نمیدانم، یا ت... ادامه متن


