faghat manam ke…bookhapdf ادامه متن
به حرمتِ نان و نمکى که با هم خوردیم… نان را تو ببر… که راهت بلند است … و طاقتت کوتاه! نمک را بگذار برای من… میخواهم… این زخم… تا همیشه تازه بماند…... ادامه متن
دیر وقت شب بود و همه رفته بودند، و فقط یک پیر مرد در کافه باقی مانده بود، که یک گوشه، در سایه برگ هایی که زیر چراغ برق خیابان ایجاد می شد نشسته بود. هنگام روز خیابان گرد و خاکی بود، اما شب،... ادامه متن
دوستم مل مکگینیس، داشت حرف میزد. مل مکگینیس متخصص قلب است و همین است که گاهی این حق را به او میدهد. چهار نفری در خانهاش دور میز آشپزخانه نشسته بودیم و جین مینوشیدیم… آفتاب از پنج... ادامه متن
عنوان و فهرست رمان های معاصر ادامه متن
آزادی بشر درست چند ساعت بعد از تولد از او سلب می شود. از همان لحظه ای که برای ما اسمی می گذارند و ما را به خانواده ای نسبت می دهند دیگر فرار غیر ممکن می شود. قادر نیستیم زنجیر را پاره... ادامه متن
Kolbeye Aghaye Brown – bookhapdf ادامه متن
Kasi Cheragh’ha ra Roshan Nemikonad – bookhapdf ادامه متن
«بعضی از پرندگان را نمیتوان زندانی کرد، همین و بس. پرهایشان بسیار مرغوب است و آواز دلنشین و گیرایی دارند. پس شما رهایشان میکنید تا بروند، یا هنگامی که در قفس را برای غذا دادن باز میکنید م... ادامه متن
Har Anche Doost Dari Az Dast Khahi Dad ادامه متن
عشق نه از جنس آدمی است و نه از جنس خدایان. افلاطون در کتاب ضیافت از زبان سقراط نقل میکند که عشق از جنس پریان است و پریان رابط آدمی و خدایانند. نیاز و قربانی آدمی را به پیشکش خدایان میبرند... ادامه متن
نوشتن، روندی طولانی از درون نگری است؛ سفری به سوی تاریکترین مغاکهای خودآگاهی، و مکاشفهای آرام و طولانی است. من راهِ خود را در سکوت احساس میکنم و مینویسم، و در این مسیر اجزای حقیقت را، ب... ادامه متن
Bedoone Rangha – bookhapdfنگ ادامه متن
Abr, Qal’eh, Daryache-1 ادامه متن
با من در این امید بمان تا در آن نوید،که رفتن بهانه ای است… که رفتن بهانه ای است…. اینجا برای من،اینجا برای تو،شب عاشقانه ای است…. شب عاشقانه ای است آنجا برای تو،ایمان نمیده... ادامه متن
انجیل های من_اشمیت ادامه متن
با من جشن نمیگیری؟ به افتخارِ آن چه شبیه زندگی ساختهام؟ هیچ الگویی نداشتم زادۀ امارتِ پوشالی زن بودم سفید نبودم، چه دیدم که شبیهاش باشم، غیر از خود؟ پس ساختمش بر این پُل میانِ برقِ... ادامه متن
خوانش حصار و سگها ادامه متن
نخستین گام برای پیوستن به عیاران به شادی خوردن بوده است؛ منظور از شادیخوردن، نوشیدن آب و نمک است که به آن کأس فتوت یا جام جوانمردی میگفتند و هدف از این کار نمادین، نگهداری حق نمک بوده است... ادامه متن
چنین روایت است که رسول هندوان او را هدیه های بسیار آورده بود تبع اندر آن طرایفها خیره مانده بود گفت این همه از هندوستان خیزد؟ رسول دریافت و به تیزبینی گفت از زمین چین آوردند بیشتر، پس تبع رف... ادامه متن


