۱ به عنوان مدخل گفتگولطف کنید شمه ای از زندگی شعری و داستانی خودرا بیان کنید؟ من متولد ۱۳۶۰ازشهرستان هرسین ازتوابع استان کرمانشاه ومقیم تهران وکارمند دانشگاه شهید بهشتی هستم.ازمن تاحالاچهار... ادامه متن
نگاهی به مجموعه داستان « آتش در آب » نوشته: فریبا کریمی چاپ: ۱۳۹۶ نشر: پاپریک این مجموعه از ۱۶ داستان کوتاه تشکیل شده و اولین اثر چاپ شده از این نویسنده است. داستانهای این مجموعه از یک وحدت... ادامه متن
کتاب ترجمه ای آثار بیش از ۳۰ نویسنده طنزپرداز مطرح جهان است. در این کتاب از نویسندگانی همچون فرانسوا ولتر، نیکلای گوگول، آنتوان چخوف، مارک تواین، نوبوفسکی، کورت ونه گات، وودی آلن، شل سیلورست... ادامه متن
داستان های این مجموعه به استثنای یکی از آنها از میان دو مجموعه ی بهترین داستان های کوتاه آمریکایی سال ۲۰۰۵ و داستان های برنده جایزه اُهنری سال ۲۰۰۶ انتخاب شده اند. داستان “یک بار در زن... ادامه متن
«من به موضوعی خیلی انسانی نیاز دارم: زندگی، عشق، رنج و برخوردهای شخصی.» این حرفی است که کورتاسار به دوستش آلَن سیکار می گوید که در سال ۱۹۷۹ برای مجله «درای» با او مصاحبه می کرد. مشکل... ادامه متن
نادر شهریوری (صدقی) «زنی در جنگل شیون میکند». این عبارت در «گیلهمرد» تکرار میشود و تکرار آن به قدرت و تلقین معنا ميافزاید. بهواسطه این عبارت است که موتور متن به چرخش درمیآید و دیگر اجز... ادامه متن
حمایت از هیچ نام نویسنده : هارتموت لانگه نام مترجم : محمد حسینیزاد ادامه متن
رضا ملکیان در میان سطرهای آثار گلشیری همیشه حرف هایی هست برای خواندن و به فکر فرو رفتن. کمتر اثری از او می توان یافت که نچسب و علیل باشد و طعم شیرین قصه شنیدن و داستان خواندن را از ما... ادامه متن
شاید پربیراه نباشد اگر بگوییم به تعداد ِ نویسندگان بزرگ جهان سیاقی برای نوشتن وجود دارد، و به شمارِ سبک و سیاق داستان نویسان، عادتهایی برای نوشتن. هر نویسندهای شکلی از نوشتن را انتخاب کرده... ادامه متن
محبوب من…. عشق شعر زیبایی ست نگاشته بر ماه … نگاره ای بر برگ درختان به تمامی … و نقش بسته… بر پر گنجشکان و دانه های باران… در سرزمین من اما، … آن گاه که ز... ادامه متن
gosast sahra – Bookhapdf ادامه متن
hamsayegi ادامه متن
“عمده آثار این مجموعه که در قالب کلاسیک و مدرن سروده شدهاند از میان برندگان و تقدیرشدگان کانتست بینالمللی “ماینیچی هایکو” در ژاپن ۲۰۱۲-۲۰۰۷ انتخاب و ترجمه گردیدهاند.... ادامه متن
عزراییل گفت : خداوند متعال به من فرمان داده که روح تو را بین آسمان چهارم و پنجم قبض کنم، به خدا عرض کردم:چگونه چنین چیزی ممکن است با این که بین آسمان چهارم و سوم، پانصد سال راه فاصله است... ادامه متن
اگر کوهی بودم… در تن خود می آسودم… و اگر رودی بودم… در زمزمه ی خود… خود را فراموش می کردم… اگر خاکی بودم… با سکوت و فراموشی … یکی می شدم… و اگ... ادامه متن
این قانون گرم انسانهاست… از انگور شراب میسازند… از زغال آتش… و از هماغوشی انسان… این قانون سخت انسانهاست… میخواهند که در امان باشند… به رغم جنگ و سیه... ادامه متن
ژان ماری گوستاو لوکلزیو که معمولاً با نام ژ.م.گ لوکلزیو شناخته میشود، چهرهی ناشناختهای در ایران نیست. نخستین بار در میانههای دههی طلایی چهل بود که این نویسندهی سرشناس فرانسوی فرصت آن ر... ادامه متن
در انتظار گودو ادامه متن
هرمیت در پاریس را اتوبیوگرافی ایتالو کالوینو برشمردهاند، منتها نه یک خودزندگینامهی مرسوم، بلکه قطعه قطعه که بعدِ مرگش کنار هم گذاشته شد تا بخشهایی از زندگی و نگاهِ او را به جهان روشنتر... ادامه متن
دکتر فریدون جنیدی ١- برخی واژهها در درازنای تاریخ واژگون میگردد و ۲- برخی نیز معنای خویش را از دست میدهد و مفهومی تازه به خود میگیرد و ٣- برخی اگرچه خود در معنی، دیگرگون میشود، اما در و... ادامه متن
دكتر داود اسپرهم …. چكیده…. در این نوشتار، همانندی و نا همانندی های ادبیات، (به ویژه شعر) کلاسیک فارسی و اروپایی به صورتی کوتاه بررسی گردیده است. بیتردید هر كدام ا... ادامه متن
قفسه دوم ادامه متن
ماریو بارگاس یوسا، داستاننویس، مقالهنویس و روزنامهنگار اهل پرو است و از مهمترین نویسندگان در میان همنسلانش به حساب میآید. شهرت یوسا با نخستین داستان بلندش، «زندگی سگی» آغاز شد. در این... ادامه متن
کیست که نوشتن مثل ویرجینیا وولف را دوست نداشته باشد و توصیههای او برای نویسندگی را نخواهد؟ وولف صاحب ذهنی تکرارناشدنی بود و به عنوان ناشر و نویسنده اعتقادات محکمی در این باره داشت که چگونه... ادامه متن
از هنر رمان کوندرا تا کاشف رؤیای دکتر جمشید ملِک پور ادامه متن
یادداشتهایی در بارة کافکا از تئودور آدورنو به ترجمة سعید رضوانی در آبانماه سال ۱۳۹۵ از سوی نشر آگاه در ۹۸ صفحه منتشر شده است. آثار کافکا از جمله نمونه آثار ماندگاری است که پس از گذشت صد سا... ادامه متن
-تاريک پوش بي ساعت… که هيچ… مني… به شما نمي آِيد! اتاقتان در يکي از اين بي کلمه هاي تلخ نشان! ميان حسرت داغي که نبوسيده ام خيال آهني ام در مه اي که نمي دانم اگرتماشايي نيست... ادامه متن
گفته بود: با چشمهای بسته برو تو. اگه از اول چشماتو ببندی دیگه نمی ترسی. چشمهایم را بستم و دستگیره توی دستم بود. مرد گفت: اگه مشکلی پیش اومد دسته رو فشار بده. قرار بود به چیزهای خوب فکر کنم.... ادامه متن


