به گزارش خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) یک سال بعد عنوان کتابی نوشته آن ویازمسکی با ترجمه قاسم روبین است که به تازگی از سوی نشر مرکز منتشر شده است. ویازمسکی که در زمان مرگ ۷۰ سال سن داشت نخستین... ادامه متن
ایستگاه راهآهن سیمپرن ادامه متن
به گزارش کتاب نیوز، نویسنده در این مقالات از منظرهای مختلف نقد ادبی نظیر فرمالیستی، ساختارزدایانه، خواننده محور، فمینیستی، بوم گرایانه و پسااستعماری… به شعرِ شاعران معاصر از جمله احمد... ادامه متن
«بدن پولدارها مثل بالش پنبه ایِ اعلاست، نرم و سفید و توخالی. بدن ما فرق میکند. ستون فقرات پدرم طنابِ گره گرهی بود، از آنها که زنها توی ده با آن از چاه آب میکشند؛ استخوان ترقوهٔ برجسته اش... ادامه متن
پاريس پايتخت مدرنيته ديويد هاروي ادامه متن
توان دوستداشتن ودوستداشتهشدن توان شنفتن توان ديدن و گفتن توان اندُهگين و شادمانشدن توان خنديدن به وسعت دل، توان گريستن از سُويدای جان توان گردن به غرور برافراشتن درارتفاع شُکوهناک فروت... ادامه متن
جلوتر که رفتم بساطی از قفل و کلید چیده شد ه بود ، کلید ها و قفل های زنگ زده وسیاه . یکی از قفل های زنگ زده را برداشتم . فروشنده قفل را از دستم گرفت . گفتم : این قفل کجاست ؟ گفت : چه کار داری... ادامه متن
حسین متقی تا چندی پيش، بر اساس يک باور و سنّتِ کهنِ ايرانی، برای ثبتِ وقايع، ايّام، سال و نيز اوقات در تقاويم، فرامين و اسناد دولتی و نوشتجات رسمی از اســـــامی جانورانی بهره میگرفت... ادامه متن
بله! حقیقت دارد! من بیمار بودهام. خیلی هم بیمار! اما چرا شما میگویید من بر ذهنم مسلط نیستم؟ چرا میگویید من دیوانهام؟ شما نمیتوانید ببینید که من کاملا بر ذهنم مسلطام؟ واضح و روشن نیست ک... ادامه متن
آن که مست آمد و دستی به دل ما زد و رفت درِ این خانه ندانم به چه سودا زد و رفت خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت دل تنگش سر گل چیدن ازین باغ نداشت قدمی چن... ادامه متن
وحشی بافقی روزگاری من و او ساکن کویی بودیم ساکن کوی بت عربده جویی بودیم عقل و دین باخته دیوانه رویی بودیم بسته سلسله سلسله مویی بودیم کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود یک گرفتار از ای... ادامه متن
خوب من چه میتوانستم بکنم؟ شوهرم حاضر نبود مرا با بچه نگه دارد. بچه که مال خودش نبود. مال شوهر قبلیام بود که طلاقم داده بود و حاضر هم نشده بود بچه را بگیرد. اگر کس دیگری جای من بود،... ادامه متن
در ابتدا علی دهباشی ضمن خوشامدگویی به میهمانان حاضر در این نشست به بخش هایی از زندگینامه و کارنامۀ فعالیت های فرهنگی و ادبی پروین سلاجقه پرداخت و گفت: “خانم سلاجقه، متولد سال ۱۳۴۰ خورشیدی هس... ادامه متن
مجموعه «زنی دور از خاورمیانهای نزدیک» جدیدترین مجموعه اشعار پروین سلاجقه، شامل ۴۷ قطعه شعر سپید است. «هنوز»، «دیوانگی»، «ردپا»، «دانههای تو»، «امتداد»، «برای تو»، «این روزها»، «ناتوانی»، «... ادامه متن
انگاهی به (اولین)-مرور ادامه متن
مطمئن نبودم که من یک وکیل دارم، نمیتوانستم در اصل اطلاع دقیقی بگیرم، همهی چهرهها غیرقابلتحمل بودند، بیشتر آدمهائی که در مقابل من رفتوآمد میکردند و پشتسرهم تو راهروها ا... ادامه متن
ترجمه: فرهاد سلمانیان آنها به صندلي ها آویزان بودند. به ميزها آویخته بودند. از خستگي وحشتناكی واافتاده بودند. براي رفع اين خستگي خوابي وجود نداشت. اين يك خستگي فراگیر بود كه ديگر انتظار چيزي... ادامه متن
«فارسی شکر است»، به قلمِ محمدعلیِ جمالزاده، گویا نخستین داستانِ کوتاه به شیوهیِ مدرن در زبانِ فارسی ست و نخستین بار در مجلهیِ کاوه در برلین، به سالِ ۱۹۲۱، نشر شده و سپس در مجموعهداستانِ... ادامه متن
شعر خواندن در جمع گربهها یادداشتی بر رمان خانۀ گربهها نوشته هیوا قادر با ترجمۀ مریوان حلبچهای نشر ثالث امیرحسین تیکنی خانۀ گربهها نخستین کتاب هیوا قادر شاعر و داستاننویس... ادامه متن
_ جیمز جویس اِولین ادامه متن
Sha’aeri Az Yadrafteh ادامه متن


