میخواهم برایت خاطره باشم، کتابی است شامل ده داستان از ادبیات آمریکا. این داستانها را جویس کرول اوتس، داستاننویس مطرح حال حاضر ادبیات آمریکا، انتخاب کرده است. او که متولد ۱۹۶۳ میلاد... ادامه متن
https://www.amazon.co.uk/dp/1981890572/ref=sr_1_4?s=books&ie=UTF8&qid=1513863128&sr=1-4&keywords=amir+marashi ادامه متن
DK_Volume 3_Issue 10_Pages 91-107 ادامه متن
«قلمروِ وحشت» از آمبروس بیرس با ترجمه پرویز همتیان بروجنی در ۱۷۷ صفحه با شمارگان ۷۰۰ نسخه و قیمت ۱۶ هزار تومان در نشر چشمه عرضه شده است. این کتاب با این داستانها همراه است: هایتای چوپان، س... ادامه متن
به مناسبت یکصدمین سالگرد تولد هاینریش بل/ پسر هاینریش بُل از پدر گفت به گزارش مدومه، خبرگزاری مهر به نقل از دویچه وله، هاینریش بُل که زمانی به عنوان «نویسنده مردم عادی» خوانده میشد، ۲۱ دسام... ادامه متن
هرگز روزی را فراموش نخواهم کرد که تشخیص دادند آلزایمر گرفتم . ادامه متن
یک روز تازه … امروز تنها صبحانه خوردم و تصمیمات مهمی گرفتم. نهنگ های غمزده … حرفِ نهنگ های غمزده را نشنیده آنها را به اقیانوس برمی گردانند. قهرمان ….... ادامه متن
در جشن بالماسکه نقاب از جهره برداشتیم ادامه متن
ندا آل طيب … پسربچه از ديدن مرد دستپاچه شده بود، خجالت ميكشيد. چهار، پنج سالي داشت و در اين مدت تنها چند بار مرد را ديده بود. بابك اعطا در كودكي پدرش را خيلي كم ديده بود. چهارم دي ماه... ادامه متن
ازشون خواستم یه شعر رو … جلوی نور نگه دارن… مث یه اسلاید رنگی… یا گوش شون رو جلوی کندوی شعر نگه دارن … گفتم یه موش رو تو شعر بندازن …. و تماشا کنن که چه جوری را... ادامه متن
پرتو مهدیفر مایکل اونداتیه، اولین بار با رمان «شبح آنیل» در سال ۱۳۸۰ به مخاطبان فارسیزبان معرفی شد. اگرچه او بهواسطه «بیمار انگلیسی» که اقتباس سینمایی موفقی هم دارد به شهرت رسید؛ اما شبح... ادامه متن
( ۱ ) زيباترين خانة دنيا، آپارتمان گرگور زامزا سوسك ـ قهرمان قصة مسخ كافكاست كه به نحو دردآوري واقعي است! عجيب اين نيست كه زامزا تبديل به حشرهاي عظيم شد. عجيب اين است كه چنين اتفاقي واقعاً... ادامه متن
در کلاسهای داستان نویسی خود یا دوستانم، جلسات داستان خانی، نقد و بررسی داستانهایم که حاضر می شدم؛ به ویژه هنرجویان، دانشجویان، وعلاقمندان سوال هایی درباره فرم،ساخت،زمان،مکان،فضا و محتوای د... ادامه متن
زن که بیوه شده بود ، عاشقانه در اندوه همسر از دست رفته اش گُر گُر اشک می ریخت . نجیب زداده ای که عشق زن در گلویش گیر کرده بود جلو رفت و با احترام از احساسات فائقه اش با او سخن گفت . زن بی تا... ادامه متن
رها-شده-از-علف-ایام ادامه متن
سرم که دیر میکُند… نگران میشوم… میرود با علّتها و معلولها… دالها و مدلولها… ایدهها و نظریهها… استنتاجها و فرضیهها… ادلّهها و نشانهها… م... ادامه متن
شاید درستش این بود که تو می ماندی و من میرفتم. سربالایی لواسان هم نفست را بند نمی آورد و گه گاه نمی ایستادی و با پرولاپس و آرتروز پنجه نرم نمی کردی. من می رفتم با یادی که از تو در من جا ماند... ادامه متن
دست و دل از مار میلرزد… بالای سینهام کمی… شانهها همهاش… این سیاهی چه دارد مگر؟ که سخت میکند شبهای زیادی را… این چشمها که برق از درون سیاهی میزند… نگاهی... ادامه متن
سوپ مکزیکی” عنوان اثری است از گزیده داستان های مینیمالیسم ادبی جهان به ترجمه توحید تیموری که با قیمت ۱۴ هزار تومان منتشر شده است. در ترجمه این کتاب سعی شده گزیده آثاری از مهمترین نویس... ادامه متن
هنر انطباق الگویی بر تجربه است؛ حظ زیبایی، شناخت این الگو است. آلفرد وایتهد فروغ استاد استعاره ساختاری است که با استعاره سطری درخشانتر می شود- مانند نیما، اخوان، شاملو. شاعران سترگ از پس است... ادامه متن
از پلههای اتوبوس که پایین آمد بفهمینفهمی مورمورش شد، خب تعجبی نداشت صبحزود بود. دلش هوای رختخواب و لحاف گرم و نرمش را کرد. راننده گفته بود که بهتر است توی ترمینال پیاده شود ولی پافشرده ب... ادامه متن
آن هنگام که دریای شکست خورده ی سربی… چون عاشقی… به آغوش می کشد… کشتی زنگار بسته را که مطرود باراندازهای جهان بوده است… آن گاه که خیزاب ها سیلی می زنند… بر اندام... ادامه متن
«جالبترین داستان برای هرکس، سرگذشتِ خودش است.» (ب. تراوِن، نویسندهی آلمانی) این جمله در صدرنوشت داستان مات از مجموعه داستان «خاطرهیی فراموششده از فردا» نوشتهی مدیا کاشیگر آورده شده و یک... ادامه متن
شب یلدا همیشه یادآور دورهم بودنها، خانواده، مهمانی و همه این چیزهای خوب است. چیزهای خوبی که یک نقطه مشترک دارند. جمعیتی از یک عده آدم که معمولا نسبت نزدیکی با هم دارند. چند سالی هم هست که م... ادامه متن
به ریشه ها… رودها رو رد میکنم… از جنگلها میگذرم… هنوزم که هنوزه… دیوونۀ خورشیدم… کارم شده که هر روز،… خاری که توی قلبم،… رفته رو در بیارم کارم شده ک... ادامه متن
لا لا پایش را گذاشت روی کاشی های سرد و مرطوب هاروان.کاشی هایی با رنگ های لاجوردی و ارغوانی که از دوران ساسانی سرتا سر معبد قدیمی سرینگار را پوشانده بود. چرخی زد. صدای چیلینگ چیلینگ آویزهای ب... ادامه متن
اواخر خرداد كه مدرسه ها تعطيل مي شد ، گوشام چيني ، مشغوليت من وازجمله وظايف روزانه ي من بود ساعت چهار بعدظهر كه گرماي آفتاب فروكش مي كرد،كارم شروع مي شد. روي «پيش بام خانه»، سنگ سوهان بزرگي... ادامه متن


