سلام
ممنون داستان بسیار جالبی بود
از میان افسانه های ایرانی الان نمونه ای شبیه کولومبره در ذهنم نیست.
به نظرم کولومبره یک هیولای مرگ و شکست روانشناختی بود، همان ترسی که آدمیزاد از ابتدا تا انتهای زندگی با آن درگیر است گاهی فرار می کند گاهی او را به مبارزه می طلبد و گاه تسلیمش می شود و مواجهه های مختلف استفانی با هیولای نیستی را در داستان پرمفهوم کولومبره دیدیم??
فرض کنید در یک مدرسه، کتابخانه یا مرکز فرهنگی، چند کتاب روی میز گذاشتهاند. بچهها همهشان را خواندهاند. دربارهشان حرف زدهاند؛ یکی عاشق یک کتاب شده، دیگری از همان کتاب خوشش نیامده، یکی شخصیت داستان را دوست داشته و دیگری گفته پایانش اصلاً خوب نبوده. حالا وقت رأی دادن است. هرکس فقط یک انتخاب دارد. […]
شاید این تجربه برای شما هم آشنا باشد: کتاب میخرید، با شوق به خانه میآورید، آن را روی میز یا کنار تخت میگذارید و حتی چند بار جلدش را نگاه میکنید؛ اما شب که میشود، دستتان بهجای کتاب به سوی تلفن همراه میرود. چند پیام را پاسخ میدهید، سری به شبکههای اجتماعی میزنید، خبری را […]
Textual Editor
کلیه حقوق این سایت برای وبسایت ادبی مرور محفوظ می باشد.
One Comment
الهام عطیف
سلام
ممنون داستان بسیار جالبی بود
از میان افسانه های ایرانی الان نمونه ای شبیه کولومبره در ذهنم نیست.
به نظرم کولومبره یک هیولای مرگ و شکست روانشناختی بود، همان ترسی که آدمیزاد از ابتدا تا انتهای زندگی با آن درگیر است گاهی فرار می کند گاهی او را به مبارزه می طلبد و گاه تسلیمش می شود و مواجهه های مختلف استفانی با هیولای نیستی را در داستان پرمفهوم کولومبره دیدیم??