شعری از فریاد ناصری از کتاب شعر “مقدس” میخوابی و دمها پرسشاند بیدار میشوی و دمها پرسشاند بگو بگو: دست زنان زیادی را گرفتهام -یکی رمانده است در قلبت ا... ادامه متن
دو شعر از فرناز فرازمند شعر اول گوش میخوابانم به دشت و سواری از اسبش پیاده میشود در سینهام اندوهگین مینشیند به بازی با خاک که چرا گوش خواباندهام نمیشنوم چه... ادامه متن
بصیرت فلسفی شعری از فریبا حمزهای چگونه دست بگذارم به فقدان در اشارات ناگزیر حفرهها چرا نور از خلوص شکاف میگذرد؟ در تصمیمی شگرف بگو نور عصارهیِ کدام رنج زمین... ادامه متن
در زدم و در باز بود دستهايم ادامه داشت كه در زدم و در خواب تو آغاز شدم تا ببينم كه شبهايت را چه كوتاه كردهاى بخواب ادامهى سفر بسيار است كه بخوابى بخواب اى گشايشِ دستهاى تو پژمرده... ادامه متن
آثار و زندگی نادین گوردایمر (Nadine Gordimer) فصلی درخشان از درک و همبستگی با دیگری، فرارفتن از هویتهای نژادی و تعهد به عدالت و آزادی است. قطعهی زیر صحنهای است از مراسم تدفین کشته شدههای... ادامه متن
شعری از پدرام یگانه معافی خورشیدم صخرههاست بی طلوع دستی بی صدای ببر آهستهای زخم به دریچهی فصل بزن و شمردهشمرده بگو غروب بگو آب تا بمیریم. خورشیدم دستهاست آنوقت ایس... ادامه متن
هزارتو شعری از محمد قائمی با عصای بیرون زده از دهان اژدها به آب میکوبیم رود، این هزارتوی نامکشوف مقتل آهوان بود و لایتناهی بس که عبث به اعتبار نفس ریختهایم راه و پاره... ادامه متن
چهره اثر آليس مونرو. ادامه متن
روز عروسی ادامه متن
کاوه فولادینسب (زاده ١٣٥٩)، نويسنده، مترجم، روزنامهنگار ادبی و مدرس داستاننويسی ايرانی است.کاوه فولادینسب متولد ۱۳ مرداد ۱۳۵۹ (۴ آگوست ۱۹۸۰) در تهران است. او در سال ۱۳۸۴ مدرک کارشناسی ار... ادامه متن
متن پشت جلد کتاب زندگی: آیا تا به حال کسی برای طولانی شدن عمر راه چارهایی نشان داده است؟ تلفن حدود دو نیمه شب زنگ میزند.جوانی که بیماری کشندهای دارد تلفن را برمیدارد و کسی از آن طرف به ا... ادامه متن
گفت : -رييس من سفيد پوسته. گفتم : -بيشتر رييسا سفيد پوستن. -سفيد پوست و پرچونه. يه ريزم میپرسه که سيا ديگه چی میخواد. ديروز باز تو ساعت استراحت کافه، با حرفهای صدتا يه غازش درباره سيا پوس... ادامه متن
نوشته ایست از شهاب الدین زیدری از حمله تاتار ؛ با تثری سنگین و تصاویری گاه درخشان و گاه شن زاری که خواننده را از ادامه خواندن بازمی دارد . چند بار خواندم و برگشتم کتاب را بست... ادامه متن
بیش از هزار نفر از برندگان جایزه نوبل، نویسندگان و هنرمندان سراسر جهان حمله روسیه به اوکراین را محکوم کردند به دوستان و همکارانمان در اوکراین، ما، نویسندگان سراسر جهان، از خشونتی که نیروهای... ادامه متن
peygham_bookhapdf ادامه متن
داستان کوتاه مزاحم-۱ ادامه متن
دیوار _ @Best_Stories ادامه متن
saate man_bookhapdf ادامه متن
یعقوب یادعلی (زادهٔ ۱ خرداد ۱۳۴۹ – درگذشتهٔ ۳ اسفند ۱۴۰۰)، نویسنده و فیلمساز ایرانی ادامه متن
حقیقت آئینهای بود که از آسمان به زمین اُفتاد و شکست، هر کس تکهای از آن را برداشت خود را در آن دید، گمان کرد حقیقت نزد اوست، حال آنکه حقیقت نزد همگان پخش بود… ꥟ ?فیه ما فیه ✍مولانا ادامه متن
و لیلی صورت نیست. لیلی به دست من همچون جامی ست، من از آن جام شراب می نوشم. پس من عاشقِ شرابم که از او می نوشم و شما را نظر بر قدح است. از شراب آگاه نیستید. اگر مرا قدح زرین بود مرصّع به جوهر... ادامه متن
رفتن همیشه بیدلیل است و آمدن همیشه دلیلی دارد تن نیست آدمی عدد است کم میشود هر روز آدمی میاندیشد و تن مینویسد چه نیازی به سربلندی وقتی آسمان روی شانههای من است سنگ کتابِ بردباریست آتش... ادامه متن
صایب تبریزی ادامه متن


