درد آن بخش از زندگی من است که درباره اش کم تجربه ام. درد آپاندیس، درد زایمان، درد کمر، درد قلب، درد روح، درد بی درمان و این آخری درد دندان. شاهدانه می خوردم. شاه همه دانه ها، شه دردها... ادامه متن
اینگهبرگ باخمن سرزمین مه(۱) ادامه متن
كتاب پيش رو با نگاهي اجمالي به ديدگاه نظريه پردازان مطرح در حوزه روايت شناسي ياري رسان پژوهندگاني است كه نياز به اطلاعاتي مقدمه اي براي ورود به مبحث روايت شناسي و شناخت عناصر داستان دارند. ر... ادامه متن
گذشته شعری از آدونیس [ سوریه، ۱۹۳۰ ] برگردان به پارسی: صالح بوعذار بسا کشیدهام بردوش یکی سنگ از تپههای سمرقند. پرداختهام سنگ را نیزهای یا گردنآویزی آنِ کنی... ادامه متن
شناسنامه شعری از دکتر رویا مولاخواه شناسنامه ی من مکاشفه ی ابری را در حیاط/ت تبعیدیام شرح میدهد، همان قدر گستاخ که فروردین نیا ،به من که دمادم چکه را در اواسط شعور یک حوض به... ادامه متن
با_بوطیقای_نو_در_رمانهای_دکتر_جمشید_ملک_پور ادامه متن
شعری از فریاد ناصری از کتاب شعر “مقدس” میخوابی و دمها پرسشاند بیدار میشوی و دمها پرسشاند بگو بگو: دست زنان زیادی را گرفتهام -یکی رمانده است در قلبت ا... ادامه متن
دو شعر از فرناز فرازمند شعر اول گوش میخوابانم به دشت و سواری از اسبش پیاده میشود در سینهام اندوهگین مینشیند به بازی با خاک که چرا گوش خواباندهام نمیشنوم چه... ادامه متن
بصیرت فلسفی شعری از فریبا حمزهای چگونه دست بگذارم به فقدان در اشارات ناگزیر حفرهها چرا نور از خلوص شکاف میگذرد؟ در تصمیمی شگرف بگو نور عصارهیِ کدام رنج زمین... ادامه متن
در زدم و در باز بود دستهايم ادامه داشت كه در زدم و در خواب تو آغاز شدم تا ببينم كه شبهايت را چه كوتاه كردهاى بخواب ادامهى سفر بسيار است كه بخوابى بخواب اى گشايشِ دستهاى تو پژمرده... ادامه متن
آثار و زندگی نادین گوردایمر (Nadine Gordimer) فصلی درخشان از درک و همبستگی با دیگری، فرارفتن از هویتهای نژادی و تعهد به عدالت و آزادی است. قطعهی زیر صحنهای است از مراسم تدفین کشته شدههای... ادامه متن
شعری از پدرام یگانه معافی خورشیدم صخرههاست بی طلوع دستی بی صدای ببر آهستهای زخم به دریچهی فصل بزن و شمردهشمرده بگو غروب بگو آب تا بمیریم. خورشیدم دستهاست آنوقت ایس... ادامه متن
هزارتو شعری از محمد قائمی با عصای بیرون زده از دهان اژدها به آب میکوبیم رود، این هزارتوی نامکشوف مقتل آهوان بود و لایتناهی بس که عبث به اعتبار نفس ریختهایم راه و پاره... ادامه متن
چهره اثر آليس مونرو. ادامه متن
روز عروسی ادامه متن
کاوه فولادینسب (زاده ١٣٥٩)، نويسنده، مترجم، روزنامهنگار ادبی و مدرس داستاننويسی ايرانی است.کاوه فولادینسب متولد ۱۳ مرداد ۱۳۵۹ (۴ آگوست ۱۹۸۰) در تهران است. او در سال ۱۳۸۴ مدرک کارشناسی ار... ادامه متن
متن پشت جلد کتاب زندگی: آیا تا به حال کسی برای طولانی شدن عمر راه چارهایی نشان داده است؟ تلفن حدود دو نیمه شب زنگ میزند.جوانی که بیماری کشندهای دارد تلفن را برمیدارد و کسی از آن طرف به ا... ادامه متن
گفت : -رييس من سفيد پوسته. گفتم : -بيشتر رييسا سفيد پوستن. -سفيد پوست و پرچونه. يه ريزم میپرسه که سيا ديگه چی میخواد. ديروز باز تو ساعت استراحت کافه، با حرفهای صدتا يه غازش درباره سيا پوس... ادامه متن
نوشته ایست از شهاب الدین زیدری از حمله تاتار ؛ با تثری سنگین و تصاویری گاه درخشان و گاه شن زاری که خواننده را از ادامه خواندن بازمی دارد . چند بار خواندم و برگشتم کتاب را بست... ادامه متن
بیش از هزار نفر از برندگان جایزه نوبل، نویسندگان و هنرمندان سراسر جهان حمله روسیه به اوکراین را محکوم کردند به دوستان و همکارانمان در اوکراین، ما، نویسندگان سراسر جهان، از خشونتی که نیروهای... ادامه متن
peygham_bookhapdf ادامه متن
داستان کوتاه مزاحم-۱ ادامه متن
دیوار _ @Best_Stories ادامه متن
saate man_bookhapdf ادامه متن
یعقوب یادعلی (زادهٔ ۱ خرداد ۱۳۴۹ – درگذشتهٔ ۳ اسفند ۱۴۰۰)، نویسنده و فیلمساز ایرانی ادامه متن
حقیقت آئینهای بود که از آسمان به زمین اُفتاد و شکست، هر کس تکهای از آن را برداشت خود را در آن دید، گمان کرد حقیقت نزد اوست، حال آنکه حقیقت نزد همگان پخش بود… ꥟ ?فیه ما فیه ✍مولانا ادامه متن


