آخرین اخبار

درباره نویسنده

.

مطالب مشابه

9 Comments

  1. 1

    معصومه

    داستان دومی است که از سرکار خانم هوشیار میخوانم ….قلمشان را دوست دارم و خود را در کل فضا حس میکنم. داستان پر از تلخی ها و شیرینی هایی است که با هم عجین شده است….دقیقا مثل روی سیاه و سپید زندگی…کاملا قابل باور و بدون القا نومیدی و تلخی بیشتر به خواننده، درمجموع فضا بیشتر شیرین است تا تلخ.
    استعاره های زیبایی در داستان استفاده شده مثل افکاری که مثل جلز و ولز روغن در ماهی تابه مرتب در حال ازین شاخه به شاخه پریدن هستند.
    اما بنظرم در چند جای اندک، فرم محاوره ای بکار رفته در جمله هماهنگ با کل جمله نیست…و در قسمتی که گفته شده: “با اینکه سال هاست که خانه بند شدم” با توجه به ساختار غیر محاوره ای کل داستان بهتر باشد به فعل ساختار استمراری ” شده ام” داده شود.
    با ارزوی موفقیت هرچه بیشتر برای نویسنده محترم

    پاسخ
  2. 2

    حمید

    مطلبی کوتاه و تا حدی فضای غم الود که خواننده رو جذب نمیکنه و در انتها بدون ختم کلام و گنگ

    پاسخ
  3. 3

    سعید

    خوبه ادامه بده واسه انتهای داستان هم کاری کن 👏❤️

    پاسخ
  4. 4

    الهام

    به نظرم داستان در عین غم انگیزی دنیای انگیزه بخش و شیرینی ایجاد می کند و برایم جذاب بود، سپاس از شما👏

    پاسخ
  5. 5

    فرزانه فرزادنیا

    سلام
    متن را دوست داشتم توصیف ها خوب و ملموس هستند به نظرم اگر به نوشتن ادامه بدین در آینده شاهد ظهور یک نویسنده خانم خوب خواهیم بود ولی غلط های نکارشی و املایی به شدت به متن آسیب زده به ویژه کلمه ناخون که غلط نوشته شده است
    موفق باشید

    پاسخ
    1. 5.1

      سیروس محمدی

      ناخون . (اِ) ناخن . (آنندراج ). ضبط و تلفظ دیگری است از ناخن :… از پارسی ویکی ..

      پاسخ
    2. 5.2

      سیروس محمدی

      ناخون نوع تلفظ دیگر ناخن است و در ست است . ویکی پارسی

      پاسخ
  6. 6

    Shiva

    من را عجیب به حال و هوای این روزها خودمان برد در عین حال که شریک دنیای درونی راوی داستان هم شدم. دنیای کوچکی راوی که روابط چندانی ندارد و که حالا با کرونا کوچکتر هم شده است . روایت خطی داستان خوب پیش رفته طوری که سریع می شود آن را خواند و با آن ارتباط گرفت .

    پاسخ
  7. 7

    Shiva

    داستان تم درونی قشنگی دارد. دنیای تنهایی که با شروع کرونا تنهای بزرگتر هم شده است. هم غم انگیز است هم امیدوارکننده. راوی سعی دارد با وجود مریضی و دنیای ملال آورش لحظه های خوشی برای خود درست کند. انگار با اشاره به خمیر بازی دارد دنیای خودش را بازسازی می کند

    پاسخ

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *