جامعهشناسیتئاتراثرژاندووینیو[۱] ادامه متن
پ مترجم: محمدصادق رئیسی … من فقط دارم یک جلد از رمان «در جستوجوی زمان از دسترفته»، «طرف خانه سوآن»، را منتشر میکنم. دلم میخواهد تمام کتاب را یکجا منتشر کنم، اما آثار چندجلدی دیگر م... ادامه متن
مهدی گنجوی، نوژن نوروزی لئوپولد بلوم شخصیت اصلی رمان «اولیسس» شاید یکی از واکاویدهترین شخصیتهای ادبی قرن بیستم باشد. جیمز جویس در خلق این شخصیت به گوشههایی از رفتار و عادتهایش سرک میکش... ادامه متن
معرفی کتاب…. تاریخ نگارش در حدود ۴۵۰ ـ ۴۶۰ هـ …. «ابوالفضل محمد بن حسین کاتب بیهقیِ نوزده سال منشی دیوان رسائل غزنویان بود و تاریخ عمومی جامعی در بازه دنیای معلوم عصر خود نوشته ب... ادامه متن
از بیداری و حزم و احتیاط این پادشاه محتشم یکی آن است که به روزگار جوانی که به هرات می بود و پنهان از پدر شراب می خورد؛ پوشیده از ریحان خادم، فرود سرای خلوت ها می کرد و مطربان می داشت مرد و ز... ادامه متن
خوانش فرویدی مرگ در ونیز ادامه متن
کیک عروسی و داستانهای دیگر جُنگی داستانی است متشکل از یازده داستان کوتاه امریکایی به انتخاب و ترجمه مژده دقیقی که توسط نشر نیلوفر در پاییز ۱۳۹۶ روانه بازار نشر شده است. این آنتولوژی داستانی... ادامه متن
آن لب نیست… آن دهان نیست… آن چشم نیست… که با آن سخن می گویی… هفت سال و هفت ماه و هفت روز است… فرزندان مُرده ات را در آغوش کشیده ام… تا بازگردی بازنگشتی بر دردهای خود نشستی و کوه ها پدید آمدن... ادامه متن
وقتی با پسرم پاهایمان را توی آب گذاشتیم سنگها کف پایمان را خراش میدادند و آب خنکای خود را جای سرما در مغز استخوانمان جا میزد. کمکم عادت کردیم. مادرم گفت: پای کوچکش درد نگیرد! گفتم: دیگر... ادامه متن
مثل سرو چندین هزارسالهی اَبَرکوه… در اقلیم داغ… مثل قانونِ بقا… در دایرهالمعارف علوم… مثل گلِ سنگ… سنگ و آفتاب… آفتاب و سنگ… مثال هر آنچه خ... ادامه متن
پاي برهنه رسیدم بالای تپه، رو به دنیای زندگان و پشت به دنیای مردگان، قفسه سینه ام به شدت بالا و پایین می شد بجز صدای نفس هایم چيزي نمي شنيدم. پوتينم دستم بود و آمده بودم غروب را تماشا کنم ام... ادامه متن
دنیا را که دید نامش را صابر گذاشتند. عمه ها گفتند: این اسم مال عهد دقیانوس است. توی این دوره و زمانه دیگر از این اسم ها نمی گذارند. عمو شاهرخ گفت: اسم قحطی بود؟ این اسم اصلا به بچه ها نمی خو... ادامه متن
اين نامه را در شرايطي مي نويسم كه گدازه هاي عشق من و تو ، سرد و بي روح خاموش گشته اند . هرچند اين گفته ، غافلگير كننده است اما ناچار از بيان حقيقت هستم . ما از درياي پر تلاطمي عبور كرديم كه... ادامه متن
کمدی یا تراژدی؟ این سوالی است که شما بعد از خواندن این کتاب باید به آن جواب بدهید. راز آن اتاق را باید خودتان کشف کنید. رمانی شهری و ژرف، داستانی درباره هیچچیز و همهچیز. راز آن اتاق داستان... ادامه متن
از نوشتن لذت میبرم…. بخصوص… وقتی که میبرم…. مخاطب را از اکنون بیرون به جایی بلند از پیرامون….. تا ببیند که با جهان و جهانیان چهها کردهاند چه میکنند و تن چ... ادامه متن
چگونه زندگی کنم؟ چگونه ساده باشم و خودم؟ همیشه دنبال کلمه ای بودم که فقط یک بار بر زبان آمده باشد یا هرگز باید دنبال کلمه های معمول می گشتم چیزی نمی شود اضافه کرد حتی به این شراب نامت... ادامه متن
بخشی از یک شعر….. گاهی فکر می کنم، ماهی بیرونش فقط آب است…. بدن ماهی، انگار سراشیبی زندگی ست….. بودن در شب سیاهی…. -چرا باید آسمان آفریقا بالای سرم باشد؟! ماهی ها، ته... ادامه متن
اردک ها …. به اردکها گردو میداد، میگفت فسنجانشان خوشمزه تر میشود. کلاس جبرانی…. از ترس زلزله با عجله امد تو محوطه ساختمان مسکونی، پتو را پهن کرد روی ز... ادامه متن
ماشین جلوی ساختمان بلند ایستاد. مسافری که روی صندلی عقب نشسته بود کیف پول را از جیبش در آورد و کرایه را پرداخت کرد. از ماشین که پیاده میشد احساس کرد سرش سنگین شده است. راننده گفت: “... ادامه متن
کسبه ی شهر دوره اش کرده بودند ؛قصاب و نانوا و کباب سرای محل که جوجه هایش زعفرانی و خوش عطر بود . دو چشم کشید ه اش برق می زد و دور خود می چرخید ، سعی میکرد دانه های چسبان را از روی ر... ادامه متن
از پياده روي صبحگاهي كه برگشت بلافاصله دگمه هاي مانتو اش را كه حالا ديگر داشت برايش تنگ تر مي شد باز كرد و خودش را رو ي صندلي ميز تحريرش انداخت .دفتر روي ميز را باز كرد و نوشت : “امروز... ادامه متن
خبر کوتاه بود: دکتر سیدمحمدحسین وارستهی جهرمی درگذشت. کوتاه بود اما حاشیه¬های آن طول و تفصیل داشت مثلا اینکه: در ۸۹ سالگی درگذشت ، یا پس از یک دوره بیماری طولانی مدت از دنیا رفت ، یا... ادامه متن
لگفتگو با سهیلا سجادی مهدیس توکل ادامه متن
روزی نویسنده ی جوانی بود به نام جویس.. که سبکش پُر تب و تاب بود،.. و همه ی بدبختی های دوستاش نتیجه نثر اوست… که هیچ وقت کیف پول هیچ کس را پر نمی کند… جیمز جویس از نویسندگان محبوب... ادامه متن
پریمرگ شدمش… که ماندم و… رخسار برافروختم… به مرگ !… سخت است !… جدایی ها !… جداشدن از این باغ… نام این کودک درختی که امسال کاشتی بوسه بر دستان... ادامه متن
گدار بر رودخانه ی رگ هاست… چاقو نیست نه… و این گونه از روی ما رد می شوند… آنکه بر پنجه راه می رود… از صدا می ترسد آنکه بالا زده دامن را از ماندگاری شتک ها ماندگار حتی... ادامه متن
چراهیچوقتنگفتم[۱] ادامه متن


