بگو…. اگر دریا برای کلمات پروردگارم مرکّب شود، دریا پایان میگیرد. پیش از آنکه کلمات پروردگارم پایان یابد. ادامه متن
مقدّمه به يقين، خلقت فرشتگان نيز مانند ساير مخلوقات خداوند داراى حكمت است. فرشتگان بيانگر عظمت و جلالت حق تعالى هستند. حقيقت اين است كه در اين زمينه بايد ميدان را در اختيار مكاشفه و اشراق و... ادامه متن
پس بفرمود تا سلسله ای سازند و جرس ها در او آویزند چنانچه دست هفت ساله کودک بدو برسد ، تا هر متظلمی که به درگاه آید ، او را حاجبی حاجت نبود، سلسله بجنباند ، جرس ها به بانگ آیند ، نوشیروان بشن... ادامه متن
آنان دل مى گردانند … تا از او نهفته دارند… آنان جامه هايشان را بر سر مى كشند… …. آنچه را نهفته… و آنچه را آشكار مى دارند… مى داند… زيرا او به اس... ادامه متن
افسوس كه آنچه برده ام باختنی است.. بشناخته ها تمام نشناختنی است… برداشته ام هر آنچه بايد بگذاشت… بگذاشته ام هر آنچه برداشتنی است… ادامه متن
در داستان تمثیلی سوزن عیسی که در متون نظم و نثر بسیاری از قدما به چشم میخورد، عناصر نمادینی نهفته است که ریشهای کهن در اساطیر مصر باستان و میترائیسم دارد. این اساطیر، به تدریج خود را در مس... ادامه متن
وراوینی از تصحیح مرزبان نامه….. همان زمان میان طلب در بستم و ننشستم تا آن گنج خانه دولت را به دست آوردم. زوایای آن همه بگردیدم .. از حاصل همه مخلصی ساختم باقی انداختم …و ب... ادامه متن
پس موسى عصايش را انداخت و … بناگاه … هر چه را به دروغ برساخته بودند…. بلعيد … و پروردگار تو … همان شكست ناپذير مهربان است ادامه متن
چشمها او را درنمى يابند… و اوست كه ديدگان را درمى يابد… و او لطيف آگاه است… ادامه متن
مرزبان نامه یادگاری از ایران عهد ساسانی ادامه متن
گر کار فلک به عدل سنجیده بدی احوال فلک جمله پسندیده بدی ور عدل بدی بکارها در گردون کی خاطر اهل فضل رنجیده بدی ادامه متن
هیچ دریا نبرد زورق پندار ترا… تا دو چشمت ز جگر مایهٔ طوفان نشود…. ادامه متن
مقاله از محمدعلی رستمیان؛عضو هیئت علمی دانشگاه ادیان…..یکى از روش هاى مهم براى شناخت ادیان و تأثیر و تأثر بین آنها مقایسه مفاهیم مطرح در آنها است که به مطالعات تطبیقى معروف است. نوشتا... ادامه متن
ما کار و دکان و پیشه را سوختهایم… شعر و غزل و دو بیتی آموختهایم… در عشق که او جان و دل و دیدهٔ ماست… جان و دل و دیده هر سه بردوختهایم…. ادامه متن
مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم… دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم… دیده سیر است مرا جان دلیر است مرا… زهره شیر است مرا زهره تابنده شدم… گفت که دیوانه نهای لایق... ادامه متن
روایتی که مؤلف غرر اخبار در این باره آوردهاست، بدین گونهاست…. گویند روزی شامگاهان، بهرام از شکار بازمیگشت، گروهی از مردم بازاری را دید که در زردی آفتاب غروب، بر سبزهٔ چمن نشستهاند... ادامه متن
در افسانه های شرقی قدیم آمده است که یکی از پادشاهان بزرگ برای جاودانه کردن نام و پادشاهی خود تصمیم گرفت که قصری باشکوه بسازد که در دنیا بی نظیر باشد و تالار اصلی ان در عین شکوه و بزرگی و عظم... ادامه متن
isihistoryj-v1n21p139-fa (1) ادامه متن
دیو در شاهنامه فردوسی ادامه متن
PERLIT_Volume 69_Issue 234_Page 75-94 ادامه متن


