گر از زحمت همیترسی ز نااهلان ببر صحبت که از دام زبون گیران به عزلت رسته شد عنقا گرت نزهت همی باید به صحرای قناعت شو که آنجا باغ در باغست... ادامه متن
نوع مقاله : مقاله پژوهشی دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه قم چکیده در این مقاله داستان رستم و اسفندیار که از داستانهای محوری شاهنامه است، بر اساس نظریة کلود برمون بررسی میشود. این دیدگا... ادامه متن
نوشته ایست از شهاب الدین زیدری از حمله تاتار ؛ با تثری سنگین و تصاویری گاه درخشان و گاه شن زاری که خواننده را از ادامه خواندن بازمی دارد . چند بار خواندم و برگشتم کتاب را بست... ادامه متن
حقیقت آئینهای بود که از آسمان به زمین اُفتاد و شکست، هر کس تکهای از آن را برداشت خود را در آن دید، گمان کرد حقیقت نزد اوست، حال آنکه حقیقت نزد همگان پخش بود… ꥟ ?فیه ما فیه ✍مولانا ادامه متن
و لیلی صورت نیست. لیلی به دست من همچون جامی ست، من از آن جام شراب می نوشم. پس من عاشقِ شرابم که از او می نوشم و شما را نظر بر قدح است. از شراب آگاه نیستید. اگر مرا قدح زرین بود مرصّع به جوهر... ادامه متن
صایب تبریزی ادامه متن
نفثه المصدور . زیدری ادامه متن
نفثةالمصدور شهاب الدین خرندزی ادامه متن
توشه برداشتن آیینه سبکباران نیست جگر خویش خورد هر که به ما همسفرست تکیه بر دوستی ساخته خلق مکن. کاین بنایی است که ناساخته زیر و زبرست ادامه متن
ثَمود نام قومی بود از مردمان شبه جزیره عربستان که در هزاره قبل از میلاد تا زمان بعثت محمد در عربستان زندگی میکردند. با این وجود که به باور تاریخدانان خاستگاه مردم ثمود جنوب شبه جزیره عربست... ادامه متن
تحلیل مردم شناسی جنگ های شاهنامه ادامه متن
و هر امتى را پيامبرى است پس چون پيامبرشان بيايد ميانشان به عدالت داورى شود و بر آنان ستم نرود (۴۷) یونس ادامه متن
سمک عیار پیش خورشید شاه بر پای بود و خدمت می کرد و گفت : «ای بزرگوار ، به اقبال تو امشب قطران را بسته بیاورم » . این بگفت و روی به راه نهاد و می رفت تا از طلایه بگذشت . راه بی راه در پیش گرف... ادامه متن
مسعود سعد سلمان گر صبر کنم عمر همی باد شود ور ناله کنم عدو همی شاد شود شادی عدو نجویم و صبر کنم شاید که فلک در این میان راد شود گفتم که چو از بند گشایش باشد زین بند مگر مرا رهایش باشد اکنون... ادامه متن


