مرد به شکار میرود و میستیزد.
زن دسیسه میچند و خیال میبافد،
او مادر وهم است،
مادر خدایان،
چشمی نهانبین دارد،
پروبالـی که توان پرواز به بیکران تخیل میبخشدش.
خدایان همچون مردمان
بر سینهٔ زنی
زاده میشوند و میمیرند.
ژول میشلـه
مرد به شکار میرود و میستیزد.
زن دسیسه میچند و خیال میبافد،
او مادر وهم است،
مادر خدایان،
چشمی نهانبین دارد،
پروبالـی که توان پرواز به بیکران تخیل میبخشدش.
خدایان همچون مردمان
بر سینهٔ زنی
زاده میشوند و میمیرند.
ژول میشلـه
کلیه حقوق این سایت برای وبسایت ادبی مرور محفوظ می باشد.