نگاهی به کتاب «شهر»/ اثر فیل هوبارد ترجمه‌ی افشین خاکباز/علیرضا کاتب.

انسان شهرنشینی را از هزاران سال پیش آغاز کرد، اما شهرهای آن روزگار با شهرهای امروزی قابل مقایسه نیست؛ زیرا تفاوت بسیار چشمگیری میان آن‌ها وجود دارد. شهر مدرن که امروزه محل زندگی بیشتر انسان‌ها شده، پدیده جدیدی است و به دوران بعد از انقلاب صنعتی باز می‌گردد. حدود دویست سال است که شهرهای صنعتی با انواع فراوانی از ساختارها و نظام‌های پیچیده سخت‌افزاری و نرم‌افزاری قد علم کرده‌اند. این پدیده نوظهور امر پیچیده‌ای است و اگر کسی اهل تأمل باشد، در مواجهه با آن، مسائل زیادی به ذهن او خطور می‌کند. از همه مهمتر و اساسی‌تر این پرسش است که اساسا شهر چیست؟

آری، همه ما، احتمالا، هر روز و بیشتر عمرمان را در شهر به سر می‌بریم، اما آیا این امر بدین معناست که واقعا از ماهیت شهر سر در می‌آوریم؟ پاسخ منفی است؛ زیرا شهر پدیده کلان و بسیار پیچیده‌ای است، و به تبع، همه مسائل آن نیز بسیار پیچیده هستند و فهم آن‌ها آسان نیست. به‌ویژه اگر در پی آن باشیم که یک نظریه کلی درباره هر کدام از آن‌ها ارائه کنیم تا همه موارد مربوطه را در بر بگیرد و همه را تبیین کند، آن‌گاه دشوارتر هم می‌شود. این کتاب تلاش‌هایی را که ظرف دویست سال گذشته در حوزه نظریه شهر انجام شده، بیان و بررسی می‌کند. هدف نیز آشنایی با کلیت نظریات و کل این حیطه است تا سرمایه‌ای نظری باشد برای قدم‌های بعدی در زمینه پژوهش‌های آکادمیک.

این اثر یک متن درسی آموزشی است که بسیار واضح، منظم و دقیق مسائل را بررسی می‌کند. هر شش فصل کتاب با یک مقدمه کلی آغاز می‌شود و با یک جمع‌بندی و نتیجه‌گیری کلی به پایان می‌رسد. در پایان هر فصل نیز برای مطالعه بیشتر منابعی معرفی می‌شود که توضیحات مختصری هم درباره درون‌مایه آن‌ها آمده است. ترتیب فصول نیز یک سیر منطقی دارد به‌طوری که چیدمان مباحث از کلی به جزیی پیش می‌رود. نویسنده تا جایی که فضای کتاب اجازه داده است، حداکثر نظریات و رویکردهای مربوط به مطالعات شهری را می‌آورد؛ زیرا بر این باور است که تاکنون هیچ کدام از آن‌ها به تنهایی نتوانسته شهر و امور مربوط به آن را تببین کند. برای فهم بهتر و بیشتر شهر و امور آن باید از همه آن‌ها نه‌فقط استفاده کنیم، بلکه باید آن‌ها را با هم ترکیب کنیم. لذا در ابتدا نظریات کلان مربوط به شهر در دو فصل اول بررسی می‌شود. مهمترین موارد عبارتند از: نظریات مارکسیستی، پست‌مدرنیستی، پساساختارگرایانه و حتی فمنیستی. اما هیچ کدام از آن‌ها وافی به مقصود نیست. نویسنده بر این باور است که نمی‌توانیم نظریه‌ای واحد و بزرگ و کلان درباره شهر داشته باشیم که از پس تبیین همه شهرها و همه مسائل آن‌ها برآید. همچنین به این دلیل که در شهر همه چیز جریان دارد و خود آن نیز به شدت پویاست، نظریه‌های ایستا به کار آن نمی‌آیند. از این جهت نیازمند آنیم که دائما در حوزه نظریه شهری بازاندیشی کنیم و لذا نمی‌توانیم از نظریات گذشته خرسند باشیم.

این‌که چه تعریفی برای شهر ارائه کنیم، امر کم‌اهمیتی نیست؛ زیرا در عمل بسیار مؤثر است. غالبا شهر را مکانی با تراکم بالای جمعیت و مرکزیت سیاسی، اداری و تاریخی می‌دانند که فعالیت اصلی مردم در آن‌جا غیر از کشاورزی و دامداری است و تحت حاکمیت یک دولت اداره می‌شود. شهر در مقابل روستا قرار می‌گیرد و با شاخص‌هایی از آن متمایز می‌شود. مهمترین شاخص‌ها در این زمینه عبارتند از: وسعت زمین، وضعیت و نوع فعالیت اقتصادی، درجه اشتغال و قشربندی اجتماعی، درجه پیچیدگی روابط و مناسبات انسانی و نهادی، چگونگی بهره‌گیری از نهادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، میزان و ترکیب جمیعت. در این میان مورد آخر، میزان و ترکیب جمعیت، به دلیل کمّی‌بودن از همه واضح‌تر و ساده‌تر است. این مسئله در ایران هم مطرح بود و برای اولین‌بار در سال ۱۳۳۵ معیارهای مشخصی برای تفکیک شهر از روستا درنظر گرفته شد. مهمترین عامل در این زمینه جمعیت بود که اعلام شد شهر باید حداقل پنج هزار نفر جمیعت داشته باشد. با افزایش جمعیت کشور، در سال ۱۳۶۵ این مورد به ده هزار نفر رسید. چند سال بعد، در سال ۱۳۷۱، این عامل برداشته شد و اعلام کردند که شهر آن‌جایی است که شهرداری داشته باشد. این قوانین باعث شد که بیش از چهارصد شهر به ایران اضافه شود و درصد شهرنشینی به بیش از هفتاد درصد افزایش پیدا کند.

البته مسئله شهر فقط به تعریف و مشخصات آن محدود نمی‌شود. غیر از این، مسائل دیگری نیز مطرح است. در این کتاب نیز پس از مباحث مربوط به تعریف شهر، سراغ مسائل متنوع شهری می‌رویم؛ مسائلی که زندگی ما را انباشته‌اند. روزبه‌روز هم این مسائل بیشتر می‌شوند. در این اثر نیز به مهمترین مسائلی که امروزه همچنان گریبان‌گیر ما هستند پرداخته شده است؛ مسائلی همچون: کلان‌شهرها، زندگی روزمره شهری، ساختمان‌ها، تکنولوژی، ارتباطات، طبیعت و محیط زیست، جمیعت، مهاجرت، هنر، اقتصاد، فرهنگ، جهانی‌سازی.

امروزه هیچ‌کس از به‌سربردن و سروکله‌زدن با شهر در امان نیست. حتی اگر کسی در روستا یا جای پرت و دورافتاده ای هم زندگی کند، به هر حال برای برخی از کارهای ضروری خودش یا افراد خانواده‌اش باید پا به شهر بگذارد. این امر نه‌تنها در امور ضروری زندگی مثل آموزش و بهداشت صادق است، بلکه برخی از کمالات انسانی نیز وابسته به شهر است. سطوح بالای علم و فرهنگ در شهر است. حتی به نظر می‌رسد که نبوغ و خلاقیت نیز وابسته به زندگی شهری باشد. به همین دلیل نویسنده فصل کاملی را به این موضوع اختصاص داده است که چه نسبتی میان شهر و خلاقیت وجود دارد؟ شهر پر از بدی‌ها و خوبی‌هاست، اما مسئله اصلی این نیست که شهر خوب یا بد است. شهر هر چه باشد، مسئله اساسی این است که چاره‌ای از آن نیست و امروزه بستر ضروری و قهری زندگی جمعی بشری شده است. به همین دلیل باید آن را خوب بفهمیم تا بتوانیم از پس زندگی در آن برآییم.

ارزش و اهمیت حوزه نظریه شهری آن است که تلاش می‌کند واژگان و گفتمانی خاص موضوع شهر ایجاد کند که به دیگر مباحث فروکاسته نشود. غیر از کسانی که به طور خاص و تخصصی به مطالعات شهری می‌پردازند، بسیاری دیگر نیز هستند که در این زمینه نظریه‌پردازی کرده و می‌کنند. اما آن‌ها شهر را از دریچه سیاست، اقتصاد، تاریخ و یا چیزهای دیگر بررسی می‌کنند و در نتیجه نظریه‌های آنان درباره شهر سیاسی، اقتصادی و… از آب درمی‌آید. اما آیا می‌توان شهر را به عنوان موضوع مستقلی لحاظ کرد که از درافتادن به سایر حوزه‌ها در امان باشد؟ پاسخ نویسنده مثبت است، اما این راه را به هیچ وجه ساده نمی‌داند و اعلام می‌کند که دشواری‌های بسیاری دارد. شهر مفهومی کاملا متمایز از هر گونه مفهوم دیگر است و نمی‌توان آن را به جامعه، منطقه، طبیعت، فضا، مکان، چشم‌انداز و مشابه این موارد فروکاست. شهر شهر است و باید آن را با همین عنوان شناخت و بررسی کرد. در غیر این صورت فهم ناقص، نارسا و یک‌جانبه‌ای از آن خواهیم داشت. و نکته آخر آن‌که این کتاب در اصل مربوط به حوزه جغرافیای شهری است، اما از نوع نظری. مباحث نظری آن به‌گونه‌ای و به‌حدی است که برای عموم کسانی که به علوم انسانی و اجتماعی اشتغال دارند، مفید است.

به نقل از الف کتاب

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *