روایت تاریخی درقياس روايت ادبی /علی رشوند

گاه یک اقلیم ،شخصیت وحادثه دربعد تاریخی روایت می شود گاه در قامت وپیکره ادبیات .(شعريا داستان) روایت تاریخی مملو است از آمد وشدها ، زیر و رو شدن های حاکمان ودولت هاو مسائل شان که برتي مخاطب شنیدنی است .و عبرت آموز.
روایت ها ی تاریخی به هرصورت که باشد، شم ادبی ندارند.این جاست یک نویسنده یا داستان نویس برای روایت ادبی یا خلق اثر ادبی دست به کار می شود.با بن مایه های تاریخی که در اختیار دارد در شخصیت ها وحوادث بزرگ وکوچک، دخل وتصرف می کند،آنهارا به وجهی که دوست دارد بازنگری می کندتا روایت ادبی شکل بگیرد .
ادبیات همیشه دربستر واقعیت تحقق یافته خودرا می نمایاند وسنگ بنای خودرا براساس آن می نهد که چاره ای جز این نیست.
سوالی که مطرح می شود.حدومرز بین «روایت تاریخی »و «روایت ادبی» تاکجاست ؟ آیا به محض تصرف در روایت تاریخی« ادبیت متن» ظاهرمی شود؟جوابی که می توان داد.گذار از «روایت تاریخی »به «روایت ادبی» یک فرایند است. یک پروسس است .که درآن( تخیل ،نوع روایت متن ، زاویه دید نویسنده ،برجسته سازی شخصیت ها وحوادث ،ارائه اطلاعات مربوطه ،حداحساس ،عاطفه وخشونت ) همه وهمه در شکل گیری« ادبیت اثر» سهم ونقش دارند. وکارنویسنده انسجام بخشیدن به همه فاکتورهایی که اشاره کردم . می باشد.هرگونه اهمال در هریک از عناصری که برشمردم «ادبیت اثر» را مخدوش می کند
دراین یادداشت به عنوان نمونه شخصیت حسن صباح در روایت تاریخی کتاب های تاریخی مانند (فرقه اسماعیلیه فریدمن هاجسون ، قلاع اسماعیلیه دبیرسیاقی…..) ،رهبر کاریزماتیک كه از سختکوشي و تیزبیني و بینش خاصی برخورداراست . که توانست ۱۷۵ سال حیات سیاسی ایران دوران سلجوقی را تحت تاثیر قراردهد . اما شخصیت حسن صباح درروایت ادبی «رمان الموت» ولادیمیربارتولد به ناگاه در دو چهره خدایی وسفاک گونه تجلی کرده که دسترسی به او طی سلسله مراتب سازمانی اسماعیلیه امکان پذیرنیست .وبا زيركي وهوشياري بهشت الموت را مدیریت می کند ودر پناه آن پیروزی های متعدد می افریند. که «ادبیت متن »بر «تاریخیت متن »می چربد وخواننده را متقاعد می کند با یک رمان ادبی نه تاریخی روبرواست
همین حسن صباح در روایت« پل آمیر» ساخته ي خيال ذبیح الله منصوری چهره ادبی پیدا نمی کند .کتاب پراست از تخیل و دخل وتصرف اما هیچ کسی از نویسندگان وادیبان «خداوند الموت» را اثر ادبی نمی داند دلیلش روشن است . پروسس ادبیت درکتاب خداوند الموت رخ نداده است. تیپ ها وشخصیت ها عاطفه احساس و خشونت بسیار سطحی روایت می شوند که تاریخی بودن متن بر ادبی بودن متن می چربد بااثری مواجه هستیم که نه تاريخي است نه ادبی .
این روزها خیلی از نویسندگان تلاش می کنند که از حوادث تاریخی معاصر مانند کودتای ۲۸ مرداد ؛ انقلاب ؛و جنگ …اثر ادبی خلق کنند .ادبیات دربستر تاریخ را بیافرینند به دلیل عدم رعایت مبانی مورداشاره در بالا ادبی بودن اثر اتفاق نیفتاده است .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *